خلاصه کتاب کتاب قرمز: رموز فروش موفق ( نویسنده جفری گیتومر )
کتاب قرمز: رموز فروش موفق جفری گیتومر، راهنمایی بی نظیر برای هر کسی است که می خواهد در دنیای فروش بدرخشد و فروش هایش را ده ها برابر کند. این کتاب، با زبانی ساده و سرراست، به شما یاد می دهد چطور نگرش درستی به فروش داشته باشید و با تکنیک های عملی و روانشناسی، نه تنها محصول که خودتان را هم به بهترین شکل به مشتری بفروشید.
تا حالا شده احساس کنید توی مسیر فروش گیر کرده اید؟ شاید روزها و هفته هاست که هر کاری می کنید، به نتیجه ای که می خواهید نمی رسید. خیلی از ما این حس را تجربه کرده ایم و می دانیم چقدر می تواند ناامیدکننده باشد. توی این وضعیت، یک راهنمای قوی و پر از ایده های تازه، می تواند نجات بخش باشد. کتاب «کتاب قرمز: رموز فروش موفق» نوشته جفری گیتومر، دقیقاً همین نقش را بازی می کند. این کتاب فقط یک سری تکنیک خشک و خالی نیست؛ یک فلسفه کامل زندگی و کار برای فروشنده هاست که به شما کمک می کند از درون متحول شوید و بعد، فروشتان را هم متحول کنید.
تصور کنید هر روز صبح با انرژی و اشتیاق بیدار می شوید و می دانید چطور با مشتری ارتباط برقرار کنید، چطور به نیازهایش پی ببرید و چطور با اعتمادبه نفس، محصول یا خدماتتان را طوری ارائه دهید که مشتری خودش با هیجان سراغ خرید بیاید. این مقاله، قرار است چکیده ای جامع، کاربردی و پر از شور و انگیزه از این کتاب فوق العاده باشد. نه فقط یک خلاصه خشک و خالی، بلکه یک نقشه راه برای شما که می خواهید پادشاه فروش کسب وکار خودتان باشید. با ما همراه باشید تا رازهای جفری گیتومر، پادشاه فروش، را کشف کنیم و آن ها را همین امروز توی کار و زندگی مان پیاده کنیم.
جفری گیتومر کیست؟ پادشاه فروش را بهتر بشناسید
اگر اهل دنیای فروش و بازاریابی باشید، محال است اسم جفری گیتومر به گوشتان نخورده باشد. ایشان نه فقط یک نویسنده، بلکه یک سخنران کاریزماتیک و مربی درجه یک در حوزه فروش هستند که به قول معروف، «سال هاست کلاهش پشم دارد». گیتومر خودش را «پادشاه فروش» معرفی می کند و راستش را بخواهید، کاملاً برازنده اوست. او با بیش از چهل سال تجربه عملی در فروش، ۱۵ کتاب پرفروش در این حوزه نوشته و به شرکت های بزرگی مثل اپل، کوکاکولا و مایکروسافت مشاوره داده است.
چیزی که گیتومر را از بقیه متمایز می کند، نگاه منحصر به فرد و رویکرد غیرسنتی او به فروش است. او معتقد است که فروش فقط یک شغل نیست؛ یک سبک زندگی، یک هنر و یک علم است. او با زبانی ساده، اما عمیق، به مخاطبانش یاد می دهد که چطور از کلیشه ها فاصله بگیرند و با خلاقیت، شوخ طبعی و تمرکز بر ارزش واقعی، به موفقیت های چشمگیری دست پیدا کنند. گیتومر معتقد است هر فروشنده، یک برند شخصی است و باید بتواند خودش را به بهترین شکل معرفی کند. فلسفه او، بیشتر از اینکه بر تکنیک های پیچیده فروش تمرکز کند، روی نگرش، طرز فکر و عادت های درونی فروشنده تأکید دارد. اگر می خواهید فروشنده بهتری شوید، باید اول آدم بهتری شوید!
چرا مردم خرید می کنند؟ (هسته اصلی فلسفه گیتومر)
قبل از اینکه وارد جزئیات ۱۲.۵ اصل کتاب قرمز جفری گیتومر شویم، باید یک نکته اساسی را بفهمیم که هسته اصلی فلسفه اوست: مردم دوست دارند بخرند، اما از اینکه به آن ها فروخته شود، متنفرند. این جمله کوتاه، اما پرمغز، کلید طلایی فهم روانشناسی مشتری و موفقیت در فروش است.
راستش را بخواهید، هیچ کس دوست ندارد احساس کند کسی به او زور می گوید یا چیزی را به او تحمیل می کند. همه ما دوست داریم خودمان تصمیم بگیریم، خودمان انتخاب کنیم و احساس کنیم که هوشمندانه عمل کرده ایم. وقتی یک فروشنده با فشار و اصرار سعی می کند چیزی را به ما بفروشد، دیوار دفاعی ما بالا می رود. اما وقتی فروشنده فضایی ایجاد می کند که ما خودمان به این نتیجه برسیم که محصول یا خدمتش به دردمان می خورد و نیازمان را رفع می کند، آن وقت با کمال میل و حتی با هیجان سراغ خرید می رویم.
پس کار شما به عنوان یک فروشنده، فروختن به معنای سنتی و فشار آوردن نیست، بلکه ایجاد تمایل به خرید است. شما باید کاری کنید که مشتری خودش از شما بخواهد و احساس کند به محصول شما نیاز دارد. دلایل اصلی که مردم خرید می کنند، خیلی ساده اند:
- سود و منفعت: مشتری به دنبال راهی برای بهبود وضعیت فعلی اش است، چه اقتصادی، چه شخصی.
- بهره وری بیشتر: می خواهد کاری را سریع تر، راحت تر یا با کیفیت بهتر انجام دهد.
- رفع نیاز یا حل مشکل: محصول شما باید دردی از او دوا کند.
- احساس خوب: خرید برای بسیاری از ما لذت بخش است و حس خوبی به ما می دهد.
- ارزش درک شده: مشتری حس می کند پولی که می پردازد، ارزشی فراتر از آن را برایش به ارمغان می آورد.
وقتی این نکات را بفهمید، می توانید به جای تمرکز بر ویژگی های محصولتان، روی این تمرکز کنید که چطور محصول شما می تواند زندگی مشتری را بهتر کند، مشکلاتش را حل کند و به او احساس بهتری بدهد. اینجاست که روانشناسی فروش به کارتان می آید و شما را از یک فروشنده معمولی به یک فروشنده فوق العاده تبدیل می کند.
۱۲.۵ اصل کلیدی کتاب قرمز: رموز فروش موفق (راهنمای گام به گام شما برای تسلط بر فروش)
حالا که فهمیدیم فلسفه جفری گیتومر بر چه پایه ای استوار است، وقت آن رسیده که وارد جزئیات ۱۲.۵ اصل طلایی او شویم. این اصول، راهنمای جامع شما برای تسلط بر مهارت های فروش و تبدیل شدن به یک ستاره در این حوزه هستند.
بخش اول: عادت های ذهنی فروشندگان موفق (اصول ۱ تا ۳)
گیتومر معتقد است موفقیت در فروش، از درون شما شروع می شود. اگر ذهنیت درستی نداشته باشید، بهترین تکنیک ها هم به کارتان نمی آیند.
اصل ۱: انگیزه خود را شعله ور کنید: همه چیز از شما شروع و به شما ختم می شود.
اصول فروش جفری گیتومر با این نکته اساسی شروع می شود که موفقیت در فروش، کاملاً به خود شما و انگیزه تان بستگی دارد. هیچ کس نمی آید دستتان را بگیرد و بگوید بیا بفروش!. این شما هستید که باید موتور درونی تان را روشن کنید و به خودتان انگیزه بدهید. اگر صبح ها با شور و اشتیاق از خواب بیدار نشوید و برای رسیدن به اهدافتان تشنه نباشید، انتظار معجزه نداشته باشید.
یکی از بزرگترین موانع در فروش، بی انگیزگی است. نشانه هایش را می شناسید؟ مدام غر زدن، بهانه تراشی برای تماس نگرفتن با مشتری، نرفتن دنبال آموزش های جدید و ماندن توی منطقه امن. این ها یعنی دارید خودتان را از موفقیت محروم می کنید. برای غلبه بر این حالت، باید دست به کار شوید:
- روتین صبحگاهی انگیزشی: صبح تان را با کارهایی شروع کنید که به شما انرژی می دهند؛ ورزش، مطالعه کتاب های انگیزشی یا گوش دادن به پادکست های الهام بخش.
- آموزش مداوم: هر روز یک چیز جدید یاد بگیرید. مطالعه خلاصه کتاب های بازاریابی یا شرکت در وبینارها می تواند ذهن شما را تازه نگه دارد.
- ارتباط با افراد مثبت: دور خودتان را با کسانی پر کنید که به شما انگیزه می دهند و باور دارند که می توانید.
تمرین عملی: یک مانیفست انگیزشی برای خودتان بنویسید. توی آن بنویسید چرا فروش برای شما مهم است، چه اهدافی دارید و چطور می خواهید به آن ها برسید. هر روز صبح آن را بخوانید و حسش کنید.
اصل ۲: روی کسب وکار خود تمرکز کنید، نه درام های بی اهمیت.
گیتومر به وضوح می گوید وقت و انرژی تان را صرف حواشی و درامهای دیگران نکنید. منظور چیست؟ گیر افتادن توی بحث های بی اهمیت با همکاران، شکایت از رئیس، یا حتی درگیر شدن بیش از حد با حواشی زندگی شخصی مشتریان. این ها انرژی شما را می گیرند و از هدفتان دور می کنند.
فروشنده های موفق، روی بازی خودشان تمرکز می کنند. یعنی روی توسعه مهارت های شخصی، پیدا کردن مشتری های جدید و ارائه ارزش واقعی. وقتی درگیر حواشی می شوید، نه تنها وقتتان هدر می رود، بلکه:
- انرژی مثبت شما از بین می رود.
- ذهنتان از چالش های اصلی فروش منحرف می شود.
- ممکن است اعتبار حرفه ای تان زیر سوال برود.
نکته عملی: مرزبندی های مشخصی برای خودتان قائل شوید. یاد بگیرید به بحث های بی حاصل نه بگویید و تمرکزتان را به سمت کارهایی ببرید که مستقیماً روی فروش و موفقیت شما تأثیر می گذارند. مدیریت ریسک در فروش با تمرکز بر اولویت ها شروع می شود.
تمرین عملی: سه حواس پرتی بزرگ روزانه تان را (مثلاً چک کردن بی هدف شبکه های اجتماعی، گفتگوی طولانی با همکاران درباره مسائل غیرکاری) شناسایی کنید و برای حذف یا محدود کردن آن ها برنامه ریزی کنید. یک روز را به عنوان روز بدون درام در نظر بگیرید و ببینید چقدر بهره وری تان بیشتر می شود.
اصل ۳: همیشه گوش به زنگ فرصت های جدید باشید: آنتن های خود را فعال کنید.
فروشنده های حرفه ای، هرگز تعطیل نیستند! البته منظورم این نیست که ۲۴ ساعته کار کنند، بلکه همیشه آنتن هایشان فعال است. آن ها در هر موقعیت و مکانی، به دنبال فرصت های جدید برای شبکه سازی، ارتباط گیری و حتی فروش هستند. این اصل نکات فروش جفری گیتومر به شما می گوید که دنیا پر از مشتریان بالقوه است، فقط کافی است چشمانتان را باز کنید.
تصور کنید توی فرودگاه هستید، یا توی صف خرید رستوران، یا حتی در یک مهمانی خانوادگی. به جای اینکه سرتان توی گوشی باشد یا فقط با افراد آشنا صحبت کنید، به اطرافتان نگاه کنید. ممکن است کنار شما کسی نشسته باشد که دقیقاً به محصول یا خدمت شما نیاز دارد، یا بتواند شما را به فرد درستی معرفی کند.
نکته عملی: خودتان را مثل یک اسکنر فرصت ببینید. همیشه آماده باشید خودتان را در ۳۰ ثانیه معرفی کنید و ارزش کارتان را بگویید. کارت ویزیت یا راه ارتباطی تان همیشه همراهتان باشد.
تمرین عملی: در سه موقعیت متفاوت روزمره تان (مثلاً توی تاکسی، سر میز ناهار، یا یک دورهمی کوچک)، سه فرصت بالقوه برای شبکه سازی یا فروش پیدا کنید. لازم نیست حتماً معامله ای انجام شود، فقط کافی است فرصت را ببینید و یک ارتباط اولیه برقرار کنید.
بخش دوم: آماده سازی برای پیروزی در میدان فروش (اصول ۴ تا ۷)
حالا که ذهنیت درستی پیدا کردیم، وقت آن رسیده که خودمان را برای پیروزی در میدان فروش آماده کنیم.
اصل ۴: برند شخصی خود را بسازید: بگذارید شما را بشناسند، قبل از اینکه شما آن ها را بشناسید.
گیتومر روی برندسازی شخصی در فروش تاکید زیادی دارد. او می گوید: قبل از اینکه شما به سراغ مشتری بروید، کاری کنید که او شما را بشناسد. این یعنی شما باید خودتان را به عنوان یک متخصص، یک رهبر و یک مرجع در صنعتتان مطرح کنید. برند شخصی شما، در واقع همان چیزی است که مردم قبل از هر تعاملی با شما، در موردتان فکر می کنند و حس می کنند.
چطور برند شخصی قوی بسازیم؟
- فعالیت در شبکه های اجتماعی تخصصی: محتوای ارزشمند تولید کنید، به سوالات پاسخ دهید و دانش خودتان را به اشتراک بگذارید.
- نوشتن مقاله و سخنرانی: اگر می توانید، در کنفرانس ها صحبت کنید یا مقالاتی در زمینه کاری خود بنویسید.
- استفاده از نام و تخصصتان: در تمام تعاملاتتان، خودتان را به عنوان یک متخصص معرفی کنید.
وقتی برند شخصی قوی دارید، مشتریان با اعتماد بیشتری به شما نزدیک می شوند و نیازی به تماس سرد و تلاش زیاد برای جلب توجه نخواهید داشت. آن ها خودشان به دنبال شما می آیند. این یکی از رازهای فروش موفق است.
تمرین عملی: سه راهکار برای تقویت برند شخصی تان در هفته آینده بنویسید. مثلاً: یک پست تخصصی در لینکدین منتشر کنید، در یک گروه تخصصی آنلاین فعال شوید، یا به سه نفر از همکارانتان پیشنهاد دهید دانش خود را به اشتراک بگذارید.
اصل ۵: شبکه سازی کنید، نه فقط کار کنید: قدرت ارتباطات را دست کم نگیرید.
اگر فکر می کنید شبکه سازی فقط برای مدیران و افراد ارشد است، سخت در اشتباهید! گیتومر می گوید شبکه سازی برای فروشندگان یک مهارت حیاتی است که حتی خارج از ساعات کاری هم باید فعال باشد. منظور از شبکه سازی، فقط جمع کردن کارت ویزیت نیست؛ بلکه ایجاد روابط عمیق و معنی دار با افراد مختلف است.
چرا شبکه سازی اینقدر مهم است؟
- سرنخ های جدید: خیلی از بهترین مشتری ها از طریق معرفی و ارجاع پیدا می شوند.
- افزایش اعتبار: وقتی با افراد بیشتری در ارتباط باشید، اعتبار و نفوذ شما بیشتر می شود.
- دانش و تجربه: از تجربیات دیگران یاد می گیرید و فرصت های جدید را کشف می کنید.
نکات طلایی برای شبکه سازی مؤثر:
- حضور فعال در رویدادها: در سمینارها، کنفرانس ها و رویدادهای صنعتی شرکت کنید.
- آمادگی ۹۰ درصد: همیشه آماده معرفی خودتان باشید و بدانید چه می خواهید بگویید و چه می خواهید بشنوید.
- معرفی ۳۰ ثانیه ای: یک معرفی کوتاه و جذاب از خودتان و کاری که می کنید، آماده داشته باشید.
- گوش دادن فعال: بیشتر از اینکه صحبت کنید، گوش کنید و سوال بپرسید.
- صحبت با افراد ناآشنا: جسارت پیدا کنید و با افرادی که نمی شناسید صحبت کنید.
تمرین عملی: سه رویداد (آنلاین یا حضوری) را برای شبکه سازی در ماه آینده هدف گذاری کنید و برای هر کدام، یک معرفی ۳۰ ثانیه ای جذاب آماده کنید.
اصل ۶: از شوخ طبعی و خلاقیت برای متمایز شدن استفاده کنید: خنده دروازه خرید است.
همیشه فکر می کنید فروش یک کار جدی و خشک است؟ گیتومر به شما می گوید که اشتباه می کنید! او معتقد است خنده دروازه خرید است و شوخ طبعی می تواند یک ابزار قدرتمند برای افزایش فروش باشد. وقتی مشتری می خندد، احساس آرامش می کند، یخ رابطه می شکند و یک ارتباط شخصی و عمیق تر شکل می گیرد. در واقع، خنده نوعی توافق است و توافق قدم اول به سمت فروش.
چگونه مشتری را بخندانید تا به خرید وادارش کنید؟
- داستان های شخصی: از تجربیات خودتان بگویید، به خصوص داستان های کمی طنزآمیز که به موقعیت فروش ربط دارند. این ها صادقانه و ملموس اند.
- شوخی های ایمن و آزمایش شده: هرگز شوخی های قومی، سیاسی، جنسی یا توهین آمیز نکنید. از شوخی هایی استفاده کنید که قبلاً روی دوستان و خانواده امتحان کرده اید و می دانید بی ضرر و بامزه اند.
- خودتان را سوژه کنید: اگر می توانید با خنده از خودتان صحبت کنید، این کار شما را دوست داشتنی تر نشان می دهد.
نکته عملی: شوخ طبعی را به عنوان زینت روی کیک در نظر بگیرید. اول مهارت های اصلی فروش را یاد بگیرید، بعد با شوخ طبعی به آن جلوه دهید.
تمرین عملی: یک داستان طنزآمیز شخصی که در مکالمه فروش قابل استفاده باشد، آماده کنید. این داستان باید کوتاه، بی ضرر و مرتبط با موضوع کلی فروش باشد.
اصل ۷: خلاقیت را به اهرم فروش خود تبدیل کنید: فراتر از رقابت.
همراه با شوخ طبعی، خلاقیت در فروش یکی از مهم ترین فاکتورها برای متمایز شدن در بازار شلوغ امروز است. گیتومر می گوید اگر می خواهید در فروش، حرفی برای گفتن داشته باشید و مشتریان را جذب کنید، باید خلاق باشید و از راه های سنتی فاصله بگیرید. استفاده از خلاقیت در فروش یعنی ارائه چیزی که رقبای شما نمی توانند یا نمی خواهند انجام دهند.
چهار راه برای استفاده از خلاقیت:
- سوالات هوشمندانه: به جای معرفی کلیشه ای خودتان، با یک سوال باز و تأمل برانگیز شروع کنید. مثلاً: فرض کنید مهم ترین مشتری شما الان تماس بگیرد، چقدر مطمئنید که پیامتان را فوراً و با کیفیت دریافت می کند؟
- متمایز کردن نقاط تماس: هر تعامل با مشتری (کارت ویزیت، ایمیل، پیامگیر صوتی) را به یک فرصت خلاقانه تبدیل کنید. پیامگیر صوتی شما می تواند به جای در حال حاضر در دسترس نیستم، یک پیام سرگرم کننده و جذاب داشته باشد.
- پیامگیر صوتی خلاقانه: این یکی واقعاً مهم است. پیامی ضبط کنید که نه تنها اطلاعاتی می دهد، بلکه لبخندی به لب شنونده می آورد و او را ترغیب می کند که با شما تماس بگیرد.
- پیگیری های خلاقانه: به جای ایمیل های خشک و رسمی، هر هفته یک نکته کاربردی برای مشتری بفرستید یا مطالبی به اشتراک بگذارید که برایش ارزش دارد.
اگر می خواهید در فروش موفق باشید، باید خلاق باشید. خلاقیت به شما کمک می کند تا متفاوت فکر کنید، متفاوت عمل کنید و متفاوت به خاطر سپرده شوید.
تمرین عملی: پیامگیر صوتی فعلی خود را به یک ابزار فروش خلاقانه تبدیل کنید. یک متن کوتاه و جذاب بنویسید که هم اطلاع رسانی کند و هم کنجکاوی و علاقه مشتری را برانگیزد.
بخش سوم: فروش مؤثر و حرفه ای (اصول ۸ تا ۱۰)
حالا که هم ذهنیت درستی داریم و هم برای میدان آماده شده ایم، وقت آن است که وارد مرحله فروش شویم و کار را حرفه ای پیش ببریم.
اصل ۸: برای فروش آماده شوید، نه فقط تماس سرد بگیرید: تحقیق کنید، بدرخشید.
خیلی از فروشنده ها فکر می کنند فروش یعنی برداشتن گوشی و گرفتن شماره های رندوم. گیتومر می گوید این کار اتلاف وقت است! آمادگی برای فروش، یعنی تحقیق و برنامه ریزی. تماس سرد بدون هیچ پیش زمینه ای، مثل این است که با چشم بسته رانندگی کنید؛ خطرناک و بی نتیجه.
قبل از هر تماس یا ملاقات با مشتری جدید، باید تمام اطلاعات ممکن را جمع آوری کنید:
- درباره کسب وکار مشتری: گزارش های سالانه، سایت شرکت، صفحات اجتماعی، رقبا و محصولاتشان.
- درباره نیازهای مشتری: مشکلات احتمالی که محصول شما می تواند حل کند، اهداف کسب وکاری آن ها.
- درباره شخص مشتری: نقش او در شرکت، سوابقش، علایق (اگر قابل دسترسی است).
وقتی تحقیق می کنید، حرف هایتان بوی دلسوزی و تخصص می دهد. مشتری حس می کند شما برای وقت او ارزش قائلید و برایش برنامه ریزی کرده اید. این طوری به جای پرسیدن سوال های تکراری و بی ربط، می توانید مستقیماً به سراغ اصل مطلب بروید و ارزش واقعی ارائه دهید.
نکته عملی: روز کاری تان را از شب قبل برنامه ریزی کنید. لیستی از مشتریان احتمالی، اطلاعات جمع آوری شده و اهداف هر تماس یا ملاقات را آماده کنید.
تمرین عملی: چک لیست آمادگی برای تماس با یک مشتری جدید تهیه کنید. چه اطلاعاتی را قبل از تماس لازم دارید؟ چگونه این اطلاعات را جمع آوری می کنید؟
اصل ۹: با تصمیم گیرنده اصلی ملاقات کنید: وقت خود را هدر ندهید.
تصور کنید ساعت ها وقت گذاشته اید، کلی توضیح داده اید و انرژی صرف کرده اید، اما در نهایت می فهمید طرف مقابلتان قدرت تصمیم گیری ندارد و فقط یک واسطه است! اینجاست که گیتومر هشدار می دهد: وقت خود را هدر ندهید. شما باید مستقیماً با کسی صحبت کنید که قدرت بله گفتن به معامله را دارد.
چگونه تصمیم گیرنده واقعی را شناسایی کنیم و به او دسترسی پیدا کنیم؟
- سوالات هوشمندانه: از همان ابتدا، سوالاتی بپرسید مثل: چه کسی تصمیم نهایی را در مورد این پروژه می گیرد؟ یا فرآیند تصمیم گیری در شرکت شما چگونه است؟
- عبور از دروازه بان: گاهی اوقات باید خلاق باشید تا به مدیران ارشد برسید. می توانید ایمیلی شخصی برای مدیر عامل بفرستید یا از طریق شبکه سازی (اصل ۵) به او دسترسی پیدا کنید.
- ارائه ارزش به مدیر ارشد: به جای صحبت درباره ویژگی های محصول، مستقیماً به مدیر عامل بگویید محصول شما چطور می تواند سودآوری شرکت را افزایش دهد یا مشکلات بزرگ آن ها را حل کند.
صحبت با زیردستان معمولاً فقط زمان بر است، چون آن ها نمی توانند تعهدی بدهند و باید موضوع را برای بالادستی ها توضیح دهند. این انتقال اطلاعات معمولاً با ضعف و کمبود همراه است و شانس فروش شما را کم می کند.
نکته عملی: اگر با یک زیردست مواجه شدید که می گوید باید با رئیسم صحبت کنم، محترمانه درخواست کنید که شما را به او وصل کند یا یک جلسه مشترک ترتیب دهد.
تمرین عملی: سناریوهایی برای رسیدن به مدیران ارشد و عبور از موانع احتمالی طراحی کنید. مثلاً چه پیامی برای دروازه بان می فرستید؟ یا چطور یک ایمیل جذاب برای مدیر عامل می نویسید؟
اصل ۱۰: ارزش واقعی را ارائه دهید، نه فقط محصول: تمرکز بر سود مشتری.
بیشتر فروشنده ها اشتباه می کنند و فکر می کنند باید درباره ویژگی های محصولشان صحبت کنند. گیتومر می گوید این اشتباه است! مشتری به ویژگی های محصول شما اهمیت نمی دهد؛ او به ارزش و سودی که محصول شما برایش به ارمغان می آورد، اهمیت می دهد. این یعنی تمرکز شما باید بر این باشد که چطور محصول شما می تواند زندگی مشتری را بهتر، کارش را آسان تر و سودش را بیشتر کند.
تفاوت ارزش و تبلیغات چیست؟
- تبلیغات: تخفیف ها، چیزهای رایگان، بسته های ویژه. این ها کوتاه مدت اند و رقیب به راحتی می تواند پاسخش را بدهد.
- ارزش: افزایش بهره وری، کاهش هزینه ها، بهبود تصویر برند، افزایش سود، حل مشکلات طولانی مدت. این ها پایدارند و به مشتری منفعت واقعی می رسانند.
چگونه ارزش واقعی را ارائه دهیم؟
- شناخت عمیق نیازهای مشتری: با پرسیدن سوالات هوشمندانه (که در اصل ۱۱ می آید)، دقیقاً بفهمید مشتری چه دردی دارد.
- همگام سازی ارزش با نیاز: نشان دهید محصول شما چطور دقیقاً آن درد را تسکین می دهد یا آن نیاز را برآورده می کند.
- شخصی سازی ارزش پیشنهادی: برای هر مشتری، ارزش را طوری مطرح کنید که مستقیماً با شرایط و اهداف او مرتبط باشد.
«هرچه جذابیت ارزش پیشنهادی شما بیشتر باشد، قیمت اهمیت کمتری خواهد داشت. اگر مشتری بر روی قیمت تمرکز دارد، این به این معناست که شما به اندازه کافی به ارزش پاسخ نداده اید.»
تمرین عملی: بیانیه ارزش پیشنهادی (Value Proposition) محصول/خدمت خود را از دید مشتری بنویسید. به جای اینکه بنویسید محصول ما X ویژگی دارد، بنویسید محصول ما به مشتری کمک می کند Y را بدست آورد و Z مشکلش حل شود.
بخش چهارم: قطعی کردن معامله (اصول ۱۱ تا ۱۲.۵)
بالاخره به جایی رسیدیم که باید معامله را نهایی کنیم. این اصول به شما کمک می کنند مشتری را متقاعد کرده و ریسک او را از بین ببرید.
اصل ۱۱: به خریدار کمک کنید خودش را متقاعد کند: قدرت پرسشگری هوشمندانه.
یکی از تکنیک های فروش موفق و شاید مهم ترین آن ها، قدرت پرسشگری است. گیتومر می گوید شما نباید سعی کنید مشتری را متقاعد کنید؛ باید کاری کنید که مشتری خودش را متقاعد کند! این کار با پرسیدن سوالات اشتباه (سیستم قبلی تان چیست؟) به نتیجه نمی رسد؛ بلکه با سوالات صحیح و باز اتفاق می افتد.
سوالات هوشمندانه، مشتری را به فکر وادار می کند و نیازها، نگرانی ها و مشکلات پنهانش را آشکار می سازد. به جای اینکه شما به او بگویید به چه چیزی نیاز دارد، او خودش به این نتیجه می رسد که به محصول شما احتیاج دارد.
مثال گیتومر:
- سوال نادرست: سیستم انتقال تماس شما چیست؟
- سوال درست: اگر مهم ترین مشتری شما الان تماس بگیرد، چگونه پیام را دریافت می کنید؟ چقدر مطمئنید که آن را فوری دریافت خواهید کرد؟
سوال دوم، مشتری را وادار می کند تا عواقب احتمالی عدم داشتن یک سیستم مناسب را تصور کند و ارزش راهکار شما را بهتر درک کند. اینجاست که شما یک محیط خرید ایجاد کرده اید.
نکته عملی: یک لیست از سوالات باز و هوشمندانه آماده کنید که می توانید برای هر مشتری خاص، آن ها را تغییر دهید. این سوالات باید مشتری را به فکر عمیق وادار کند.
تمرین عملی: بانک سوالات هوشمندانه برای کشف نیازهای مشتریان خود تهیه کنید. شروع کنید با عبارت هایی مثل: اگر می توانستید یک مشکل بزرگ در این حوزه را حل کنید، آن چه بود؟ یا چه چیزی برای شما در این محصول بیشترین ارزش را دارد؟
اصل ۱۲: ریسک خریدار را از بین ببرید: معامله را به خرید تبدیل کنید.
بعد از اینکه مشتری خودش را متقاعد کرد، هنوز یک مانع بزرگ وجود دارد: ریسک. مشتری از خرج کردن پولش می ترسد، از اینکه انتخاب اشتباهی کند، از کیفیت محصول، از اعتبار شرکت، یا حتی از قضاوت خودش. گیتومر می گوید: اگر ریسک را از بین ببرید، مشتری خرید می کند.
شناسایی و درک ترس ها و تردیدهای رایج مشتری حیاتی است. این ترس ها می توانند شامل موارد زیر باشند:
- عدم اعتماد به محصول: آیا واقعاً کار می کند؟
- عدم اعتماد به شرکت: آیا خدمات پس از فروش خوبی دارند؟
- عدم اعتماد به فروشنده: آیا صادق است؟
- ترس از قضاوت دیگران: اگر این انتخابم اشتباه از آب دربیاید، همکارانم چه فکری می کنند؟
راه های کاهش ریسک:
- ضمانت های معتبر: ارائه ضمانت بازگشت وجه یا خدمات پس از فروش قوی.
- شهادت نامه ها (Testimonials): اجازه دهید مشتریان راضی شما، برای شما تبلیغ کنند.
- مطالعات موردی (Case Studies): داستان های موفقیت آمیز مشتریان قبلی تان را به اشتراک بگذارید.
- ارائه نمونه کار یا دموی محصول: بگذارید مشتری خودش محصول را تجربه کند.
نکته عملی: وقتی مشتری می گوید باید فکر کنم یا با کسی مشورت کنم، این جمله معمولاً به معنی عدم اعتماد یا وجود ریسک در ذهن اوست. وظیفه شماست که این ریسک را شناسایی و برطرف کنید.
تمرین عملی: سه راهکار مشخص برای کاهش ریسک در فرآیند فروش محصول/خدمت خود ارائه دهید. مثلاً: یک ضمانت نامه ویژه، ارائه رایگان یک هفته ای، یا یک مجموعه شهادت نامه از مشتریان کلیدی.
اصل ۱۲.۵: از مدیریت کل دنیا استعفا دهید: روی خودتان و کسب وکار خودتان تمرکز کنید.
این اصل شاید عجیب به نظر برسد، اما یک جمع بندی فوق العاده برای کل فلسفه گیتومر است. او می گوید دست از تلاش برای کنترل چیزهایی که در حیطه اختیارات شما نیستند، بردارید. شما نمی توانید بازار، اقتصاد، رقبا یا حتی همه مشتریانتان را کنترل کنید. تنها چیزی که می توانید کنترل کنید، خودتان و کسب وکار خودتان است.
این اصل آخر، یادآوری می کند که تمرکز بر اصول اولیه (انگیزه، آمادگی، ارائه ارزش و پرسشگری) به اضافه مسئولیت پذیری شخصی، کلید موفقیت پایدار است. وقتی بیش از حد درگیر مسائل بیرونی می شوید، از مسیر اصلی منحرف شده و انرژی تان را هدر می دهید. پس بیایید از این به بعد، فقط روی خودمان و کارهایی که می توانیم برای افزایش فروش انجام دهیم، تمرکز کنیم.
اینجا دیگر جایی برای بهانه تراشی نیست. هر قدمی که برمی دارید، هر مهارتی که یاد می گیرید و هر ارتباطی که می سازید، شما را به یک فروشنده قوی تر تبدیل می کند. پس، به قول گیتومر، «کمر همت ببندید و پادشاه فروش خودتان شوید!»
جمع بندی: فروش موفق، یک سفر است نه مقصد.
رسیدیم به انتهای این سفر شیرین و پر از درس با خلاصه کتاب کتاب قرمز: رموز فروش موفق جفری گیتومر. شاید در نگاه اول، این اصول ساده به نظر برسند، اما قدرت واقعی آن ها در پیاده سازی مداوم و عمیقشان نهفته است. جفری گیتومر به ما یاد داد که فروش، فقط معامله کردن نیست؛ بلکه یک سفر است. سفری که از درون خودمان شروع می شود و با تغییر نگرش، شعله ور کردن انگیزه و تمرکز بر ارزش آفرینی برای مشتری ادامه پیدا می کند.
یاد گرفتیم که چطور با ساختن یک برند شخصی قوی، شبکه سازی مؤثر و تزریق خلاقیت و شوخ طبعی به تعاملاتمان، از رقبا متمایز شویم. فهمیدیم که آمادگی قبلی، تحقیق و هدف گذاری برای رسیدن به تصمیم گیرندگان اصلی، چقدر حیاتی است. و در نهایت، مهم ترین درس را گرفتیم: به جای فروختن، کاری کنیم که مشتری خودش با پرسشگری هوشمندانه و کاهش ریسک، مشتاق خرید شود.
این ها فقط تئوری نیستند؛ این ها نقشه راهی عملی اند که اگر همین امروز شروع به استفاده از آن ها کنید، نتایج شگفت انگیزی در کسب وکارتان خواهید دید. به قول معروف، کار نیکو کردن از پر کردن است. پس معطل نکنید! اولین قدم را همین امروز بردارید و یکی از این اصول را در زندگی کاری خودتان به کار بگیرید. شک نکنید که پادشاه فروش کسب وکار خودتان خواهید شد.
سوالات متداول
کتاب قرمز جفری گیتومر برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای تمام کسانی که به نوعی با فروش سر و کار دارند، از فروشندگان تازه کار و باسابقه گرفته تا مدیران فروش، کارآفرینان، صاحبان کسب وکارهای کوچک و حتی هر کسی که می خواهد مهارت های ارتباطی و متقاعدسازی خود را تقویت کند، بسیار کاربردی و الهام بخش است.
مهمترین درس کتاب قرمز چیست؟
مهمترین درس این کتاب این است که مردم دوست دارند بخرند، اما از اینکه به آن ها فروخته شود متنفرند. این یعنی تمرکز اصلی فروشنده باید بر ایجاد تمایل به خرید در مشتری و ارائه ارزش واقعی باشد، نه صرفاً فشار برای نهایی کردن معامله.
چگونه می توانم از اصول این کتاب در فروش آنلاین استفاده کنم؟
اصول کتاب قرمز کاملاً جهان شمول هستند و در فروش آنلاین هم کاربرد دارند. به عنوان مثال، می توانید از برندسازی شخصی در شبکه های اجتماعی برای جذب مشتری استفاده کنید، با محتوای خلاقانه توجه مشتری را جلب کنید، و با پاسخ های هوشمندانه به سوالات و ارائه ضمانت ها، ریسک خرید آنلاین را کاهش دهید.
آیا برای شروع فروش، خواندن این کتاب کافی است؟
خواندن این کتاب می تواند یک شروع عالی و یک نقشه راه قوی برای شما باشد، اما هرگز کافی نیست. موفقیت در فروش نیازمند تمرین مداوم، پیاده سازی فعال اصول و یادگیری مستمر است. این کتاب به شما ابزارها را می دهد، اما استفاده از آن ها به عهده خودتان است.
جفری گیتومر کتاب های دیگری هم در حوزه فروش دارد؟
بله، جفری گیتومر چندین کتاب پرفروش دیگر در زمینه فروش و بازاریابی دارد، از جمله کتاب سبز متقاعدسازی (The Little Green Book of Getting Your Way)، کتاب سیاه شبکه سازی (The Little Black Book of Connections) و کتاب نارنجی مذاکره (The Little Gold Book of YES! Attitude).
نتیجه گیری نهایی و فراخوان به عمل (Call to Action)
حالا که با مهمترین اصول فروش جفری گیتومر و ۱۲.۵ اصل کلیدی کتاب قرمز آشنا شدید، وقت آن رسیده که آستین ها را بالا بزنید و این دانش را به عمل تبدیل کنید. یادمان باشد، دانستن کافی نیست، باید به کار گرفت.
شما هم می توانید پادشاه فروش کسب وکار خود باشید و نتایج فوق العاده ای کسب کنید. فقط کافی است باور داشته باشید، انگیزه داشته باشید و این اصول را به صورت مداوم تمرین کنید. هیچ میانبری برای موفقیت وجود ندارد، اما یک نقشه راه خوب (مثل همین کتاب) می تواند مسیر را برایتان هموار کند.
از شما می خواهم که همین امروز یکی از نکاتی که در این مقاله یاد گرفتید را انتخاب کنید و آن را در تعاملات فروش خودتان به کار بگیرید. نتایج را ببینید و تجربه کنید. اگر سوالی دارید یا دوست دارید تجربه های خودتان را با ما و بقیه به اشتراک بگذارید، حتماً در بخش نظرات پایین صفحه برایمان بنویسید. ما مشتاقیم که صدای شما را بشنویم و از تجربیاتتان یاد بگیریم.



