معرفی فیلم آب و آتش (1379) – هر آنچه باید بدانید

معرفی فیلم آب و آتش (1379) - هر آنچه باید بدانید

معرفی فیلم آب و آتش

فیلم آب و آتش، ساخته فریدون جیرانی در سال ۱۳۸۰، یک درام اجتماعی و روانشناختی عمیق است که به روایت پیچیده عشق، خیانت و جستجوی حقیقت در دل جامعه شهری می پردازد. این فیلم با بازی های درخشان پرویز پرستویی و لیلا حاتمی، از آثار ماندگار و پرمخاطب سینمای ایران به حساب می آید.

یادتونه چقدر فیلم آب و آتش سر و صدا کرد؟ اصلاً نمی شد ازش چشم برداشت. فیلمی که هم داستان پرکششی داشت و هم حرف های ناگفته زیادی رو می زد. فیلم آب و آتش نه تنها یه قصه ساده رو تعریف نمی کنه، بلکه ما رو می بره تو دنیای آدم هایی که هر کدومشون با آتیش درونی خودشون دست و پنجه نرم می کنن و به قول معروف، بین آب و آتش گیر کردن. این فیلم تونست خیلی از تابوهای اون دوران رو بشکنه و یه تصویر واقعی، هرچند تلخ، از جامعه به نمایش بذاره. بیایین با هم یه سفر بریم به دنیای این فیلم خاص و ببینیم چی شد که اینقدر به دل همه نشست.

آب و آتش؛ یه نگاه سریع به شناسنامه یه فیلم خاص!

فیلم آب و آتش یکی از اون کارهاییه که نمی شه به راحتی ازش گذشت. فریدون جیرانی، کارگردان کاربلد و باسابقه سینمای ایران، سال ۱۳۷۹ دست به ساخت این اثر زد و سال ۱۳۸۰ بود که روی پرده سینماها رفت و حسابی جنجال به پا کرد. ژانرش؟ یه درام اجتماعی تمام عیار که ته مایه های جنایی و روانشناختی هم داره و آدم رو تا مغز استخون درگیر می کنه.

آب و آتش سومین فیلم فریدون جیرانی بعد از صعود (۱۳۶۶) و قرمز (۱۳۷۷) بود و نشون داد که جیرانی چقدر تو ساخت درام های پیچیده و پرکشش مهارت داره. این فیلم فقط یه سرگرمی نبود؛ آینه ای بود که مشکلات جامعه، به خصوص قشر زنان، رو بازتاب می داد و باعث شد بحث های زیادی درباره اش راه بیفته. از همون روزهای اول اکران، همه از آب و آتش فیلم فریدون جیرانی حرف می زدن و این نشون دهنده قدرت بالای فیلم بود.

جایگاه فیلم تو سینمای ایران هم خیلی خاصه. در دورانی که سینما بیشتر به سمت کمدی های سبک یا فیلم های کاملاً هنری می رفت، آب و آتش یه جورایی تعادل رو برقرار کرد. هم از نظر هنری قوی بود و هم تونست مخاطب عام رو جذب کنه. این فیلم نه تنها تو گیشه ها موفق بود، بلکه تو جشنواره ها هم مورد توجه قرار گرفت و نامزدی و جوایزی رو به خودش اختصاص داد که بعداً بیشتر بهشون می پردازیم. آب و آتش اثریه که هم از نظر ساختار و کارگردانی قوی عمل کرده و هم از نظر محتوایی عمیق و پرمفهومه.

استفاده از عناصر بصری خاص و فضاسازی های معمایی، به همراه موسیقی متن تاثیرگذار، باعث شد که آب و آتش تجربه تماشایی متفاوتی رو برای مخاطب رقم بزنه. فریدون جیرانی با این فیلم یه بار دیگه نشون داد که می تونه درام های انسانی رو با چاشنی تعلیق و هیجان ترکیب کنه و به یک اثر سینمایی کامل برسه. این فیلم نقطه عطفی تو کارنامه جیرانی محسوب می شه و هنوز هم بعد از این همه سال، حرف های زیادی برای گفتن داره و دیدنش خالی از لطف نیست.

سفر به دل قصه آب و آتش: جایی که عشق و خیانت شعله ور میشه

بیاین بریم سراغ خلاصه داستان فیلم آب و آتش که از همون ابتدا آدم رو میخکوب می کنه. داستان از جایی شروع می شه که علی مشرقی (با بازی بی نظیر پرویز پرستویی)، یه نویسنده پردرد و دل، بعد از یه مشاجره حسابی با همسرش، مهرانگیز، شبانه از خونه می زنه بیرون. تو دل شب و خیابونای شهر، بی هدف چرخ می زنه تا اینکه سر و کله مریم شکوهی (با بازی فراموش نشدنی لیلا حاتمی) پیدا می شه. مریم، یه زن تنها و پر از راز که از دست یه سری آدم دنبالش فراریه، به علی پناه می بره و علی هم که دلش به حالش می سوزه، همراهیش می کنه.

اونا به آپارتمان مریم می رن و اونجا مریم دفتر شعرهای علی رو بهش نشون می ده. همه چیز عادی به نظر می رسه تا اینکه یه مرد به اسم مجید شهلا (نقش آفرینی بی بدیل آتیلا پسیانی)، صاحب بوتیکی که خودش رو مالک مریم می دونه، وارد ساختمون می شه. علی مجبور می شه پنهان بشه. صبح روز بعد، وقتی علی به خونه برمی گرده، با یه صحنه تکان دهنده روبه رو می شه: جسد همسرش، مهرانگیز، که به شکل مرموزی به قتل رسیده. دیگه وای به حال علی! همه شواهد علیه اونه و اون متهم اصلی قتله.

حالا علی باید تو دادگاه ثابت کنه بی گناهه. به قاضی می گه که شب حادثه پیش یه زن بوده، اما قاضی مهلت می ده تا اون زن، یعنی مریم، رو به عنوان شاهد به دادگاه بیاره. اما پیدا کردن مریم کار آسونی نیست و تازه اول ماجراست. هرچی جلوتر می ریم، داستان پیچیده تر می شه و علی بیشتر تو باتلاق این ماجرا فرو می ره. مریم، با همه رازها و دردهایش، نقش کلیدی تو این ماجرا پیدا می کنه و علی برای نجات خودش، باید از گذشته پرفراز و نشیب این زن سر دربیاره. پایان فیلم آب و آتش هم مثل بقیه بخش هاش، غافلگیرکننده و تأمل برانگیزه.

خلاصه داستان کامل و پر از جزئیات (احتیاط: اسپویل!)

برای اونایی که فیلم رو دیدن یا دوست دارن با تمام جزئیات داستان آشنا بشن، اینجا روایت کامل تری رو براتون آماده کردیم. همونطور که گفتیم، علی مشرقیِ نویسنده، بعد از یه بحث تند با مهرانگیز، شب رو تو خیابون ها می گذرونه و اتفاقی با مریم شکوهی آشنا می شه. مریم از دست مردانی که دنبالش هستن فرار می کنه و علی بهش پناه می ده. مریم علی رو به آپارتمان خودش می بره و بهش دفتر شعرهاش رو نشون می ده. اما با ورود مجید شهلا، صاحب یه بوتیک که خودش رو صاحب مریم می دونه، علی پنهان می شه.

فردای اون روز، علی با جسد همسرش مهرانگیز روبه رو می شه. همه شواهد نشون می ده که علی قاتله، اما اون ادعا می کنه که شب حادثه رو با زنی گذرونده و قاضی بهش فرصت می ده تا مریم رو به عنوان شاهد معرفی کنه. وقتی علی برای پیدا کردن مریم به آپارتمانش می ره، با مجید روبه رو می شه. مریم تو حضور مجید، آشنایی با علی رو انکار می کنه و علی بیشتر گیج می شه.

تو یه ملاقات پنهانی، مریم به علی می گه که شناسنامه اش دست مجیده و نمی تونه بدون اون شهادت بده. علی حسابی درمانده می شه و حالا دیگه تنها چیزی که براش مهمه، شناخت مریم و رازهای زندگی اونه. علی در ادامه متوجه می شه که مریم یه فرزند به اسم بهار از مجید داره و این بچه رو دوست صمیمی مریم، سیما (با بازی بهناز جعفری) که صورتش از قبل سوخته، نگه می داره. علی با مادر مریم، سیمین درخشان (با بازی فریماه فرجامی) هم ملاقات می کنه و از گذشته دردناک مریم باخبر می شه؛ اینکه تو بچگی مورد آزار پدرش قرار گرفته و همین باعث انحراف اخلاقی اش تو بزرگسالی و بیماری روانی مادرش شده.

مریم که اون روز برای سرکشی و دادن دارو به مادرش اومده، با دیدن علی ناراحت می شه و موقع فرار تصادف می کنه. علی می خواد اونو به بیمارستان برسونه، اما مریم مخالفت می کنه. از اون طرف، مجید به دنبال مریم به آپارتمان سیما می ره و با تهدید، سیما رو مجبور می کنه به مریم زنگ بزنه و به بهانه خودکشی، اونو به آپارتمان بکشونه. وقتی مریم و علی سراسیمه به آپارتمان سیما می رسن، با مجید روبه رو می شن. به درخواست مجید، علی بیرون از آپارتمان منتظر می مونه و لحظاتی بعد، مریم زیر مشت و لگدهای مجید جان می ده.

علی که حالا خودش داره خاطراتش رو بازگو می کنه، می گه بعد از مرگ مریم، قاتل واقعی همسرش هم پیدا می شه که یه سارق جواهرات بوده. و حالا، بهار کوچولو برای اون یاد مادرش، مریم، رو زنده نگه می داره. این پایان غم انگیز و پر از درد، مخاطب رو با کلی سوال و حس درگیری تنها می ذاره.

بازیگرانی که آب و آتش را سوزاندند: شاهکارهای بی تکرار

یکی از اصلی ترین دلایلی که فیلم آب و آتش اینقدر پر سروصدا شد و تو ذهن ها موند، بازی های بی نظیر و جان دار بازیگرانش بود. فریدون جیرانی واقعاً تو انتخاب بازیگراش سنگ تموم گذاشت و هر کدومشون تونستن نقش خودشون رو جوری ایفا کنن که آدم باور کنه واقعاً دارن زندگی می کنن، نه بازی.

پرویز پرستویی در نقش علی مشرقی: نویسنده ای در کشاکش درد

پرویز پرستویی در آب و آتش، تو نقش علی مشرقی، یه نویسنده سرگشته و تنها ظاهر شد که زندگی اش یهو زیر و رو می شه. پرستویی با اون نگاه های عمیق و لحن خاص خودش، تونست تمام درم و درماندگی، سرگردانی و تلاش برای یافتن حقیقت رو به خوبی به مخاطب منتقل کنه. تحول شخصیت علی از یه مرد روشنفکر و شاید کمی بی خیال به یه آدم درگیر و مستأصل، تو بازی پرستویی کاملاً ملموس بود. اون با ظرافت خاصی تونست نشون بده چطور یه انسان می تونه تو مواجهه با بحران، لایه های جدیدی از شخصیتش رو کشف کنه. بازی پرستویی تو این فیلم یکی از بهترین های کارنامه هنریشه و جایگاهش رو به عنوان یکی از بزرگترین بازیگران سینمای ایران محکم تر کرد.

لیلا حاتمی در نقش مریم شکوهی: زخم خورده و مرموز

اما لیلا حاتمی در آب و آتش… واای که چقدر نقشش پیچیده و فراموش نشدنی بود! مریم شکوهی، زنی زخم خورده، مرموز و پر از راز، تو این فیلم با بازی لیلا حاتمی به اوج رسید. حاتمی با اون نگاه های معصوم و در عین حال پر رمز و رازش، تونست شخصیتی رو خلق کنه که هر لحظه آدم رو غافلگیر می کرد. مریم، دختری که تو گذشته اش مورد آزار قرار گرفته و حالا هم تحت سیطره مجید شهلاست، نمادی از زنان آسیب پذیر جامعه بود. لیلا حاتمی تونست با ظرافت تمام، این درد و رنج درونی رو بدون اینکه اغراق کنه، به نمایش بذاره. بازی لیلا حاتمی تو آب و آتش اونقدر قدرتمند بود که تو پنجمین دوره جشن خانه سینما، جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن رو به خودش اختصاص داد که واقعاً شایسته اش بود.

آتیلا پسیانی در نقش مجید شهلا: شرارت پنهان

نمی شه از بازیگران آب و آتش حرف زد و از آتیلا پسیانی در آب و آتش و نقشش به عنوان مجید شهلا غافل شد. مجید، شخصیت منفی و آزاردهنده داستان بود که نمادی از مردسالاری و سوءاستفاده از قدرت به حساب می اومد. آتیلا پسیانی با هنرمندی تمام، تونست این نقش رو جوری ایفا کنه که هم باورپذیر باشه و هم حس انزجار رو تو مخاطب ایجاد کنه. ابعاد روانی شخصیت مجید، با اون خشونت پنهان و سلطه جویی اش، تو بازی پسیانی کاملاً نمایان بود. این نقش یکی از به یادماندنی ترین نقش های منفی سینمای ایرانه.

بازیگران مکمل و تاثیرگذار: ستون های پنهان داستان

علاوه بر این سه بازیگر اصلی، نقش آفرینی های مکمل هم تو فیلم آب و آتش خیلی مهم و تاثیرگذار بود. بهناز جعفری در نقش سیما، دوست صمیمی مریم، با اینکه نقش کوتاهی داشت اما حس همدردی و فداکاری رو به خوبی نشون داد. فریماه فرجامی هم تو نقش مادر مریم، با بازی پردرد خودش، تونست بخش مهمی از گذشته و رنج های مریم رو آشکار کنه. حضور این بازیگران، به عمق و پیچیدگی داستان اضافه کرد و باعث شد که شخصیت های فیلم آب و آتش هر کدوم یه جایگاه خاص تو ذهن مخاطب پیدا کنن و فیلم از هر نظر کامل و یکپارچه به نظر بیاد.

کارگردانی و نگاه هنری فریدون جیرانی در آب و آتش

فریدون جیرانی، با آب و آتش یه بار دیگه نشون داد که تو پرداختن به درام های اجتماعی و روانشناختی، یه استاد به تمام معناست. سبک کارگردان آب و آتش، جیرانی، تو این فیلم کاملاً مشهوده: ترکیبی از تعلیق، هیجان و لایه های عمیق انسانی که تماشاگر رو از لحظه اول تا آخر میخکوب می کنه.

یکی از ویژگی های بارز جیرانی تو این فیلم، استفاده هوشمندانه از عناصر بصریه. نورپردازی های خاص، فضاسازی های شهری که حس تنهایی و سرگردانی رو به مخاطب می ده، و قاب بندی های پرمعنا، همه دست به دست هم دادن تا اتمسفر فیلم رو بسازن. مثلاً صحنه های شب تو خیابون ها، یا فضای آپارتمان مریم، همشون یه حس تعلیق و رمزآلودگی خاصی دارن که مخاطب رو تو دل قصه می بره. جیرانی تو این فیلم، شهر تهران رو نه فقط یه پس زمینه، بلکه یه شخصیت زنده نشون می ده که خودش تو دل درگیری ها و رازهاست.

اگه آب و آتش رو با کارهای دیگه جیرانی مثل قرمز و شام آخر مقایسه کنیم، می بینیم که یه نخ تسبیح مشترک تو همه شون وجود داره: پرداختن به مسائل زنان، خیانت و جستجوی حقیقت. اما هر کدوم از این فیلم ها، رنگ و بوی خاص خودشون رو دارن. تو قرمز، جیرانی بیشتر روی جنون و عشق نافرجام تمرکز می کنه، تو شام آخر به تقابل نسل ها و عشق ممنوعه می پردازه، و تو آب و آتش، با یه درام جنایی-روانشناختی طرفیم که لایه های اجتماعی عمیقی داره.

نحوه روایت داستان تو فریدون جیرانی آب و آتش هم خیلی جالبه. جیرانی از یه روایت غیرخطی استفاده می کنه که توش گذشته و حال مدام بهم پیوند می خورن. این روش روایت باعث می شه که تعلیق فیلم تا لحظه آخر حفظ بشه و مخاطب دائم حدس بزنه چی قراره اتفاق بیفته. فلش بک ها و فلاش فورواردها تو این فیلم، نه تنها گیج کننده نیستن، بلکه به درک بهتر شخصیت ها و انگیزه هاشون کمک می کنن و بررسی فیلم آب و آتش رو از جنبه های هنری جذاب تر می کنه.

جیرانی تو این فیلم، از دیالوگ های پرمغز و شخصیت پردازی های عمیق استفاده کرده که باعث می شه شخصیت ها خاکستری باشن، نه سیاه و سفید مطلق. این نگاه واقع گرایانه به انسان و جامعه، یکی از نقاط قوت اصلی کار فریدون جیرانی در آب و آتش به حساب میاد. واقعاً باید به جیرانی دست مریزاد گفت که تونست با این نگاه هنری و کارگردانی پخته، یه اثر این قدر ماندگار خلق کنه.

فریدون جیرانی با آب و آتش، نه تنها یک درام جنایی-روانشناختی ساخت، بلکه آینه ای تمام نما از جامعه شهری و دردهای پنهان آن را به مخاطب ارائه داد.

آب و آتش: ورای یک داستان جنایی، آینه ای از جامعه

فیلم آب و آتش خیلی فراتر از یه داستان جنایی ساده است؛ این فیلم یه نقد عمیق اجتماعی و یه بررسی روانشناختی از آدم ها و روابطشونه. جیرانی با هوشمندی تمام، مفاهیم و مضامین حساسی رو تو این فیلم جا داده که هنوز هم بعد از سال ها، حرف برای گفتن دارن. بیایین با هم یه تحلیل فیلم آب و آتش داشته باشیم و ببینیم چه گنجینه هایی تو دل این اثر پنهان شده.

تقابل آب و آتش: نمادی از وجود انسان

همین عنوان فیلم، آب و آتش، خودش یه دنیا حرفه. این دو عنصر، متضاد و در عین حال مکمل، نمادی از تقابل های درونی شخصیت ها و جامعه ان. آب می تونه نماد آرامش، پاکی و حقیقت باشه، و آتش نماد شور، جنون، خشم و سوزانندگی. تو این فیلم، شخصیت ها مدام بین این دو قطب در نوسانن؛ بین عشق و نفرت، آرامش و آشوب، حقیقت و دروغ. مریم شکوهی خودش یه تبلور از همین تقابله؛ هم آسیب پذیر مثل آب و هم طغیان گر مثل آتش. علی هم بین شعله های شک و تردید و دریای ابهام گیر افتاده. این تقابل، مفاهیم فیلم آب و آتش رو حسابی پررنگ می کنه.

زنان در حصار جامعه: دردها و زخم ها

یکی از مهم ترین مضامین آب و آتش، جایگاه و آسیب های اجتماعی زنان تو جامعه شهریه. مریم شکوهی، با گذشته تلخ و حال پردردش، نمادی از زنانیه که قربانی خشونت، سواستفاده و سوءظن جامعه می شن. فیلم نشون می ده که چطور یه زن می تونه تو چنگال مردسالاری و قضاوت های نادرست گیر بیفته و هیچ راه فراری نداشته باشه. بحث آزار جنسی تو کودکی مریم و بعدتر، کنترل مجید شهلا بر زندگی اون، یه تصویر واقعی و تلخ از مشکلات زنان رو به تصویر می کشه که باعث شد نقد فیلم آب و آتش در این بخش خیلی مورد توجه قرار بگیره.

جستجوی حقیقت و ناباوری

علی مشرقی، از همون لحظه ای که همسرش رو از دست می ده، وارد یه هزارتوی بی اعتمادی و شک می شه. اون مدام دنبال حقیقته، اما هرچی بیشتر می گرده، بیشتر تو ابهام فرو می ره. این جستجو، فقط برای پیدا کردن قاتل نیست، بلکه برای پیدا کردن هویت خودش و مریم هم هست. فیلم نشون می ده که چطور اعتماد می تونه تو یه لحظه از بین بره و جاش رو به شک و تردید بده، و چقدر سخته که آدم تو جامعه ای پر از دروغ و پنهان کاری، به دنبال حقیقت باشه.

عشق، جنون و فداکاری

تو دل این همه تاریکی، یه رگه هایی از عشق هم دیده می شه. عشق علی به مریم، هرچند از روی ترحم و دلسوزی شروع می شه، اما کم کم تبدیل به یه حس عمیق تر می شه. این عشق، توام با جنون و فداکاریه. علی برای نجات مریم و اثبات بی گناهی خودش، دست به هر کاری می زنه. اما این عشق، یه عشق ساده نیست؛ یه عشق پر از درد و رنجه که تو محیطی آشفته شکل می گیره و پایان تلخی داره.

بررسی فیلم آب و آتش از جنبه های مختلف نشون می ده که این فیلم چطور تونسته واکنش منتقدان و مخاطبان رو برانگیزه. خیلی ها فیلم رو به خاطر جسارتش تو پرداختن به مضامین اجتماعی و روانشناختی، و همچنین بازی های درخشان، تحسین کردن. بعضی ها هم انتقاداتی به پیچیدگی داستان یا پایان بندی اون داشتن. اما نکته مهم اینه که آب و آتش یه فیلم بحث برانگیز بود که باعث شد خیلی ها درباره مسائل مطرح شده توش فکر کنن و این نشون دهنده تاثیرگذاری بالای فیلمه.

موسیقی متن و اتمسفر فیلم آب و آتش

فکر می کنین یه فیلم چطوری می تونه اینقدر عمیق و تاثیرگذار باشه؟ خب، جواب فقط تو داستان و بازیگری نیست، موسیقی فیلم آب و آتش هم نقش خیلی مهمی تو این ماجرا بازی کرده. پیمان یزدانیان، آهنگساز برجسته و شناخته شده، با موسیقی های خودش تونست یه فضای بی نظیر برای فیلم خلق کنه که واقعاً به دل می شینه.

موسیقی متن آب و آتش فقط یه سری نت نیست که تو پس زمینه فیلم پخش بشه؛ این موسیقی خودش یه شخصیت تو فیلمه. از همون ابتدا که فیلم شروع می شه، نوای پیانو و سازهای زهی، یه حس تعلیق، تنهایی و درم رو به مخاطب منتقل می کنه. انگار موسیقی داره با علی مشرقی و مریم شکوهی هم داستان می شه و دردهاشون رو بازگو می کنه. تو صحنه هایی که علی تو خیابون ها سرگردونه، یا وقتی مریم از گذشته تلخش حرف می زنه، موسیقی یزدانیان کاری می کنه که حس همذات پنداری مخاطب به اوج برسه.

پیمان یزدانیان با این موسیقی، تونسته به خوبی اتمسفر سرد و غم انگیز شهر رو نشون بده. موسیقی اش مثل یه دوست صمیمی، آدم رو تو دل قصه می بره و نمی ذاره که از شخصیت ها جدا بشیم. ملودی های آروم و گاهی پر از اضطراب، نشون دهنده وضعیت روحی شخصیت ها و پیچیدگی های داستانه. این موسیقی فقط زیبا نیست، بلکه کاملاً کاربردی و هوشمندانه ست و به کارگردان کمک کرده تا حس هایی رو منتقل کنه که شاید با دیالوگ و تصویر به تنهایی امکان پذیر نباشه.

اگه آب و آتش رو با دقت ببینید و گوش بدید، متوجه می شید که چطور موسیقی تو هر لحظه از فیلم، به حس و حال اون لحظه کمک می کنه. چه تو صحنه های پرتعلیق، چه تو لحظات درماتیک و چه تو سکانس های آرامش بخش (هرچند تو این فیلم آرامش کم پیدا می شه!). واقعاً باید به پیمان یزدانیان بابت این کار درخشانش تو موسیقی فیلم آب و آتش تبریک گفت. موسیقی این فیلم یکی از نقاط قوت اصلیشه که باعث شده آب و آتش نه تنها برای چشم ها، که برای گوش ها هم یه اثر به یادماندنی باشه.

دیالوگ هایی که در ذهن حک شد و صحنه هایی که جان گرفت

بعضی وقت ها، یه جمله یا یه صحنه کوتاه، از کل یه فیلم تو ذهن آدم موندگار می شه. فیلم آب و آتش پر از همین لحظات بود؛ لحظه هایی که دیالوگ هاشون مثل یه زخم عمیق رو روح آدم می نشست و صحنه هاشون مثل یه پتک به سر مخاطب می خورد. هرچند شاید دیالوگ های ماندگار آب و آتش به صورت نقل قول های مستقیم کم پیدا باشن، اما تأثیرگذاری کلی دیالوگ ها و سکانس ها واقعاً بی نظیر بود.

تو این فیلم، دیالوگ ها بیشتر از اینکه شعارگونه باشن، یه بخش واقعی از زندگی و افکار شخصیت ها رو نشون می دادن. مثلاً مکالمات بین علی و مریم، پر از حرف های ناگفته، سوال و جواب های فلسفی و درم بود. علی، به عنوان یه نویسنده، دائم در حال کاوش بود و مریم، با هر کلمه اش، دریچه ای به دنیای پر رمز و راز و دردناک خودش باز می کرد. این دیالوگ ها به خوبی نشون می دادن که چطور دو انسان غریبه می تونن تو دل یه بحران، به هم نزدیک بشن و با هم همدلی کنن، حتی اگه دنیا نخواد.

از صحنه های کلیدی هم بخوایم بگیم، ملاقات علی با مجید شهلا تو آپارتمان مریم، یکی از اون سکانس های پرتنشه که نفس آدم رو تو سینه حبس می کنه. یا صحنه هایی که علی با مادر مریم صحبت می کنه و از گذشته دردناک مریم باخبر می شه؛ این صحنه ها از نظر بصری و روایی، حسابی روی مخاطب تاثیر می ذارن و پایان فیلم آب و آتش رو هم برای بیننده قابل درک تر می کنند.

یکی دیگه از سکانس های فراموش نشدنی، مربوط به لحظه تصادف مریم و بعد از اون، فرار از علی بود. این صحنه نشون دهنده اوج استیصال و ناامیدی مریم بود که دیگه از همه چیز و همه کس خسته شده بود. و البته، صحنه پایانی فیلم که علی با بچه مریم روبه رو می شه، یه پایان تلخ اما پر از مفهوم رو رقم می زنه. این لحظات کلیدی تو آب و آتش، نه فقط برای پیشبرد داستان مهم بودن، بلکه برای انتقال پیام های عمیق تر فیلم و نشون دادن روح و روان آسیب دیده شخصیت ها، نقش اساسی رو بازی می کردن. فریدون جیرانی با قاب بندی های خاص و بازی های درخشان، تونست این سکانس ها رو به اوج خودشون برسونه و تو ذهن ما موندگار کنه.

حواشی و نکات جالب از پشت صحنه آب و آتش

خب، بعد از اینکه حسابی تو دل فیلم آب و آتش غرق شدیم، بد نیست یه سری هم به پشت صحنه بزنیم و ببینیم چه خبر بوده. ساختن همچین فیلم پر پیچ و خم و دراماتیکی، حتماً کلی حرف و حدیث و نکته جالب داشته که شاید کمتر شنیده باشین.

یکی از نکات جالب، این بود که فریدون جیرانی تو اون سال ها، حسابی روی درام های اجتماعی تمرکز کرده بود و آب و آتش هم یکی از موفق ترین تجربه هاش تو این زمینه شد. گویا پروسه نوشتن فیلمنامه هم خودش کلی چالش داشته چون داستان پر از گره های روانشناختی و معمایی بود که باید خیلی دقیق چیده می شد تا منطق داستان بهم نخوره. کامبیز کاهه به عنوان مشاور فیلمنامه، کنار جیرانی بود تا این پیچیدگی ها رو به بهترین شکل ممکن دربیارن.

انتخاب بازیگرها هم خودش داستانی داشت. مثلاً لیلا حاتمی که اون موقع جوایز زیادی رو تو کارنامه اش داشت، با این فیلم یه بار دیگه استعداد بی نظیرش رو نشون داد. خیلی از منتقدها و تماشاگرها، لیلا حاتمی در آب و آتش رو نقطه عطفی تو کارنامه اش می دونستن. پرویز پرستویی هم که همیشه تو نقش های درام می درخشه، با علی مشرقی یه کاراکتر به یادماندنی دیگه رو به لیست کارهاش اضافه کرد. ترکیب این دو ستاره سینما، از همون ابتدا نوید یه فیلم خاص رو می داد.

شاید براتون جالب باشه که بدونید بعضی از صحنه های فیلم که تو شب و خیابون های شلوغ تهران فیلمبرداری شده، چقدر تیم رو به چالش کشیده. کنترل جمعیت، هماهنگی با پلیس و حتی آب و هوا، همگی مشکلاتی بودن که عوامل باهاشون دست و پنجه نرم می کردن. محمود کلاری، مدیر فیلمبرداری حرفه ای فیلم، با اون نورپردازی های خاص خودش، تونست به اتمسفر وهم انگیز و تعلیقی فیلم حسابی کمک کنه.

اینکه سال ساخت آب و آتش (۱۳۷۹) و اکرانش (۱۳۸۰) درست تو اوج تحولات اجتماعی و فرهنگی ایران بود، هم به دیده شدن فیلم کمک کرد و هم باعث شد که بحث های زیادی درباره مضامین اجتماعی و جسارت فیلم تو پرداختن به اون ها شکل بگیره. آب و آتش فقط یه فیلم نبود، یه پدیده اجتماعی بود که تونست صدای خیلی از آدم ها و دردهای پنهان جامعه رو به گوش بقیه برسونه.

آب و آتش از آن دست فیلم هایی است که نه تنها یک داستان هیجان انگیز را روایت می کند، بلکه جرات می کند به قلب زخم های اجتماعی بزند.

چرا آب و آتش هنوز هم تماشاییه؟ حرف آخر

رسیدیم به انتهای این سفرمون تو دنیای آب و آتش. اگه از من بپرسید که چرا این فیلم هنوز هم بعد از این همه سال، اینقدر دیدنی و جذابه، باید بگم دلایل زیادی داره. آب و آتش فراتر از یه فیلمه؛ یه تجربه عمیقه، یه آینه از جامعه و یه پرده ای که لایه های پنهان روان انسان رو به نمایش می ذاره.

اول از همه، داستان فیلم آب و آتش اینقدر پرکشش و پیچیده ست که هر بار که می بینیش، یه نکته جدید توش پیدا می کنی. این فیلم یه داستان ساده تعریف نمی کنه، بلکه یه پازله که هر قطعه اش با دقت کنار هم چیده شده. شخصیت هاش خاکسترین، واقعی ان، درست مثل خود ما و آدم هایی که اطرافمون زندگی می کنن. هیچ کدومشون کاملاً خوب یا کاملاً بد نیستن و همین باعث می شه بتونیم باهاشون ارتباط برقرار کنیم و حسشون رو بفهمیم.

دوم اینکه، بازی های درخشان پرویز پرستویی و لیلا حاتمی، و البته آتیلا پسیانی و بقیه بازیگرها، اونقدر قوی و باورپذیره که آدم رو تا ته قصه می بره. اونا فقط نقش بازی نمی کنن، بلکه زندگی می کنن. این سطح از هنرنمایی، تو هر فیلمی پیدا نمی شه و آب و آتش از این نظر یه گنج واقعیه.

سوم، نگاه هنری و کارگردانی فریدون جیرانی تو این فیلم، یه کلاس درس کامله. جیرانی تونسته با فضاسازی های خاص، نورپردازی های هوشمندانه و روایت غیرخطی، یه اتمسفر منحصر به فرد ایجاد کنه که هم پر از تعلیقه و هم پر از احساس. بهترین فیلم های فریدون جیرانی همیشه یه حرفی برای گفتن دارن و آب و آتش هم از این قاعده مستثنی نیست.

و در آخر، مضامین عمیق اجتماعی، روانشناختی و فلسفی فیلم. آب و آتش فقط یه قصه جنایی نیست؛ یه نقده به جامعه، به جایگاه زنان، به سیستم قضایی، به روابط انسانی و به جستجوی ابدی حقیقت. این فیلم ما رو وادار می کنه به فکر فرو بریم، سوال بپرسیم و شاید نگاهی دوباره به اطرافمون بندازیم. هنوز هم خیلی از بحث هایی که فیلم مطرح می کنه، تو جامعه ما تازگی دارن و همین باعث ماندگاری این اثره.

پس اگه تا حالا فیلم آب و آتش رو ندیدین، حتماً یه فرصت بهش بدین. و اگه دیدین، پیشنهاد می کنم یه بار دیگه با دقت و از یه زاویه جدید نگاهش کنید. قول می دم چیزهای جدیدی توش پیدا کنید. این فیلم، واقعاً یه اثر ماندگار تو سینمای ایران و جایگاه ابدی فیلم در سینمای ایران تضمین شده است.